آخ جووووووووون عروسی
٧ اسفند ١٣٩٢ عروسی دایی جون مسیح بود. مامانیت با ما اومد آرایشگاه تورو بردیم آرایشگاه ولی اونجا اذیت میکردی بابا جونت اومد تورو برد خونه سر شب تو رو آورد آرایشگاه یه عالمه گریه کرده بودی آخه لالا داشتی مامانی سودابه هم پیشت نبود. واسه همین اول عروسی زیاد سر حال نبودی.فدات باشم چقد ناز شده بودی. اینم عکسای نوه های خاندان آقا صفر توی عروسی. انشالا دومادی همتون دانیال نوه بزرگ خاندان دورش بگردم که حسابی بزرگ شده اینم دانیال جون و نیما جون نوه دوم خاندان. اینم دانیال جون و نیما جون و طاها داداشی نیما سینا جون که نوه بعدی بود چون خواب بود تو عروسی نبود عکسی از عروسی نداشت واسش بذارم ...
نویسنده :
خاله ملی
15:11











